السيد الگلپايگاني
70
مجمع المسائل ( فارسي )
ج - در فرض مسأله اگر زمين را تقسيم نكرده آباد كرده همه شركاء كما في السابق در آن شريك مىباشند نهايت اگر با اذن آنها آباد كرده حق الزحمه آباد كردن سهم آنها را طلب دارد واگر بدون اذن آباد كرده حق الزحمه طلب ندارد واگر شركاء اذن دادهاند كه اين قسمت را آباد كن براي خود بدون تقسيم فعلا مىتوانند از اذن بر گردند وبگويند همه بايد تقسيم شود ولى حق الزحمه آباد كردن را بايد بدهند وآنچه أشجار وزراعت وبنا ايجاد كرده مال خود آباد كننده است لكن اگر اذن دادهاند براي خود احداث بنا وغرس أشجار نمايد تا چندى كه از اذن خود برنگشتهاند حق مطالبه چيزى ندارند وهر وقت از اذن خود بر گردند از آن موقع به بعد براي بقاء بنا وأشجار در زمين حق مطالبه أجرة المثل زمين را نسبت به سهم خودشان دارند وچنانچه نزاع موضوعي در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيه است . س 171 - أهل خبره يك رأس حيوان را قيمت مىكند مثلا به ششصد تومان بعد صاحب حيوان نصف حيوان را به كسى به همان قيمت نسيه مىفروشد ونصف ديگرش هم از خودش تا شريك باشند به شرط آن كه شش سال آن حيوان را نگهدارى ومواظبت نمايد وبعد از مدت مذكوره آن حيوان را بفروشند ، صاحب حيوان ششصد تومان را از ميان بردارد بقيه منفعت را بالمناصفه قسمت نمايند ، بعد از گذشتن دو سال حيوان تلف مىشود ونصف قيمت كه سهم خودش بود از بين مىرود آيا نصف قيمت را كه در ذمه آن كس بود مىتواند مطالبه نمايد يا نه ج - در فرض مسأله كه نصف حيوان را نسيه فروخته خسارت به هر دو شريك وارد شده وذمه خريدار به نصف قيمت مشغول وبايد به فروشنده بپردازد . س 172 - چهار نفر در موتور آب ومقدارى زمين شريك بوده وبوسيلة أهل خبره زمين قطعه بندى وموتور آب وأشجار آن قيمت شده وقرعه كشيدهاند وسهم هر يك از شركاء مشخص شده اكنون بعضي از شركاء در سهم خود ادعاى غبن